آموزش های افزایش درآمد اینستاگرام

راهنمای کامل تدوین پرسونای مخاطب در اینستاگرام – صفر تا 100

تدوین پرسونای مخاطب به شما کمک می کند تا با قدرت بیشتری کسب و کار خود را آغاز کنید. در این مطلب صفر تا 100 نوشتن پرسونای مشتری را آموزش دادیم.

نوشتن مارکتینگ پرسونا چیزی شبیه به داستان پردازی و شخصیت پردازی در نوشتن داستان است. شما باید یک شخصیت خیالی براساس واقعیت هایی که در خصوص مخاطبانتان در دست دارید بسازید. پرسونای خریدار که پرسونای مشتری، پرسونای مخاطب یا پرسونا مارکتینگ هم خوانده می شود، به شما کمک می کند تا مخاطب هدف خود را بهتر بشناسید.

به عنوان یک دارنده کسب و کار، چه شرکت بزرگی داشته باشید یا در اینستاگرام فعالیت می کنید، به سادگی اسیر اطلاعات بسیاری می شوید که از طریق نرخ اینگیجمنت کمپین ها بدست می آورید. در این حالت پرسونای مشتری به شما یادآور می شود که نیازها و خواسته های مشتری شما چیست.

پرسونای مخاطب چیست؟

پرسونای مخاطب چیست

پرسونای مخاطب اطلاعاتی با جزئیات تمام از افرادی است که مخاطب هدف کسب و کار شما هستند. درست است که این اطلاعات درباره یک فرد حقیقی نوشته نمی شود، اما این فرد داستان پردازی شده توسط شما کسی است که به شکل بسیار دقیقی نقش مشتری بالقوه شما را ایفا می کند.

شما حتی می توانید به این فرد داستان پردازی شده یک اسم، اطلاعات هویتی، لیست علایق و حتی خصوصیات اخلاقی نیز اختصاص بدهید. در فرآیند خلق پرسونای مخاطب قادر خواهید بود که اهداف، نقاط درد و الگوهای خرید مشتری خود را کشف کنید.

برخی حتی برای پرسونای مخاطب خود عکس هم در نظر می گیرند. کسب و کارهایی حتی کارت شناسایی هم برای این مخاطب ایجاد می کنند. با توجه به اینکه ممکن است افراد مختلفی از گروه های مختلف مردم محصولات شما را به دلایل مختلفی بخرند، شما باید بیش از یک پرسونای مشتری بنویسید. شما همچنین می توانید با یک پرسونای مخاطب جامع جمعی گسترده از مشتریان خود را به طور دقیق بشناسید.

چطور پرسونای مشتری را بنویسیم؟

تحقیق درباره کاربران برای نوشتن پرسونا مارکتینگ

برای نوشتن پرسونای مشتری ابتدا باید اطلاعات لازم را جمع آوری کنید. برای شروع بهتر است برای پرسونای خود یک نام مناسب انتخاب کنید. با اطلاعات هویتی کار را آغاز کنید. مثلا لیستی از سن، جنس، سطح حقوق، تحصیلات، طبقه خانوادگی و موقعیت جغرافیایی آن فرد تهیه کنید.

ببینید چالش های شخصیت شما، اهداف، ارزش ها، عادات، رسانه هایی که استفاده می کند و هر چیزی که فکر می کنید در مورد این فرد صدق می کند چیست. سپس باید داستان مربوط به او را بنویسید.

یک داستان مناسب باید شامل نیازهای شخصیت شما باشد و اینکه چه چیزهایی نیازهای او را برطرف می کند. داستان خود را به این صورت آغاز کنید: به عنوان یک فرد من اهدافی دارد که برای آنها دلایلی دارم. این اهداف و دلایل را بنویسید.

تحقیق درباره کاربران برای نوشتن پرسونا مارکتینگ

برای نوشتن پرسونا مارکتینگ بهتر حتما باید تحقیقات گسترده ای انجام بدهید. پرسونای مشتری باید براساس اطلاعات جهان واقعی نوشته شود. مواردی که حتما باید درباره مشتریان خود بدست بیاورید را در زیر نوشته ایم.

سن، جنس، موقعیت جغرافیایی، زبان، الگوهای خرید و قدرت خرید، علایق، چالش ها، سطح زندگی و… . در کسب و کارهای B2B شما می توانید اندازه کسب و کار مشتری را هم بنویسید. این اطلاعات را می توانید از تجزیه و تحلیل رسانه هایی مثل اینستاگرام و فیس بوک که قابلیت اینسایت مخاطب را می دهند بدست بیاورید.

همچنین ابزارهایی مثل گوگل آنالتیکس، اطلاعات مشتریانی که در سایت شما ثبت نام کرده اند و سایر ابزارها هم می توانند مفید باشند. در ادامه ببینید که مخاطب شما بیشتر در کدام شبکه های آنلاین وقت گذرانی می کنند. با برخی از ابزارهای آنلاین به راحتی می توانید این کار را انجام بدهید.

شناسایی نقاط درد مشتری

در این مرحله شما باید دقیقا شبیه به یک پزشک رفتار کنید. باید درد مشتری خود را بفهمید. باید ببینید مشتری به دنبال حل چه مسائلی از زندگی اش است. چه چیزهایی آنها را از موفقیت بازداشته است. چه موانعی مقابل اهداف آنها قرار گرفته است.

اگر کسب و کاری قدیمی دارید ببینید که مشتری ها درباره برند شما چه می گویند. بررسی کنید که آنها چه محصولی از محصولات شما را بیشتر می پسندند. از بخش فروش خود بپرسید که معمولا مشتری ها چه سؤالاتی می پرسند و درگیر چه مسائلی اند. همچنین از نظرسنجی ها می توانید برای شناخت بهتر مشتری خود و دردهای او استفاده کنید.

شناخت اهداف مشتری

نقطه مقابل شناخت دردهای مشتری، شناخت اهداف مشتری است. دردها مسائلی هستند که مشتری شما به دنبال حل آنهایند. اهداف یا آرمان ها بار مثبت دارند و شامل چیزهایی می شوند که مشتری ها می خواهند بدست بیاورند.

این اهداف با توجه به نوع محصول شما ممکن است شخصی یا مرتبط با کسب و کار مشتری باشند. همچنین اهداف ممکن است مواردی باشند که شما قابلیت ایجاد آنها را دارید. کار شما این است که با شناخت این اهداف مشتری را به محصولات خود که آنها را به همین هدف ها می رسانند وصل کنید.

بررسی شبکه های اجتماعی روش خوبی برای پیدا کردن اهداف مشتری است. همچنین در این مورد هم تیم فروش و پشتیبان شرکت می توانند اطلاعات خوبی به شما بدهند. ماموران فروش شما با مشتری های واقعی که به دنبال استفاده از محصولات شما هستند به صورت مستقیم حرف می زنند. آنها بیش از هر کسی مشتری شما را می فهمند و می دانند که هدف مشتری از خرید محصول شما چیست.

نوشتن نسخه برای درد مشتری

وقتی درد مشتری را می فهمیم، دقیقا همانند یک پزشک باید برای درد او نسخه بپیچیم و به او به طور واضح و روشن بگوییم که چطور خدمات و محصولات شما می تواند کمک کننده آنها باشد. در اینجا به سادگی یک پرسونای مشتری دقیق می تواند به شما نشان بدهد که چطور برای مشتری خود بهترین نسخه را پیدا کنید و دردهای او را برطرف کنید.

البته شما باید ویژگی ها و فواید محصول خودتان را هم به خوبی بدانید. ویژگی ها یعنی کاری که محصول شما انجام می دهد و فواید یعنی اینکه چطور خدمات و محصولات شما زندگی مشتری شما را بهتر و ساده تر می کنند.

وقتی به دردهای مشتری دست پیدا کردید در خصوص هر کدام از این دردها سه سؤال بپرسید. سپس این سوالات و جواب ها را در پرسونای مخاطب تدوین شده قرار بدهید.

چطور می توانم به او کمک کنم؟
موانع اصلی خرید برای مشتری چه چیزهایی بودند؟ و چطور می توان این موانع را از پیش روی او برداشت؟
مشتری شما در سفر خریدش کجا بوده؟ آیا فقط در حال تحقیق بوده یا آماده بوده که محصول را بخرد؟ یا اینکه نقد و بررسی ها را خوانده است؟

چطور داستان پرسونای مشتری را بنویسیم؟

نوشتن داستان پرسونای مشتری

در مرحله قبلی توضیح دادیم که چطور اطلاعات اولیه مشتری را بنویسیم. سپس اطلاعات و داستان هایی درباره دردها و اهداف مشتری پیدا کردیم. حالا بیایید ببینیم که چطور باید داستان پرسونای مشتری را با این اطلاعات کامل تر کرد.

بیایید تصور کنیم که مشتری خیالی شما یک پدر چهل ساله است که در یک شهر بزرگ زندگی می کند. او به کمپ رفتن علاقه دارد و موتورسواری دوست دارد. حالا باید با همین اطلاعات یک پرسونای مخاطب نوشت.

برای او یک اسم انتخاب کنید، شغلش را مشخص کنید. یک خانه برای او در نظر بگیرید. همه این کارها را انجام می دهیم تا مشتری خیالی واقعی تر به نظر برسد. نوشتن دردها و اهداف مشتری فراموش نشود.

اطلاعات را می توانیم به این صورت بنویسیم.

احمد چهل سال دارد.
او دو بچه 4 ساله و یک ساله دارد.
در تهران زندگی می کند.
او مهندس یک شرکت است.
احمد یک موتورسیکلت دارد که با آن به سفر می رود.
او علاقه به کمپ زدن دارد. (هدف مشتری)
البته وقت او برای تفریح کم است. (درد مشتری)
و… .

در همین مثال خیلی ساده متوجه شدیم که احمد با اینکه علاقه زیادی به کمپ زدن دارد، اما با وجود دو بچه و کار مهندسی در یک شرکت بزرگ و وقت کم برای تفریح نمی تواند به این هدفش برسد.

اگر کسب و کار شما یک موسسه گردشگری باشد شاید با یک راه حل بتوانید مشکل او را حل کنید. مثلا یک تور ویژه برای او و دو فرزند و خانواده اش که به او اجازه کمپ زدن و موتورسیکلت سواری هم بدهد. چقدر راحت می شود با فهمیدن درد این مشتری رویاهای او را محقق ساخت. در ادامه دو مثال دیگر را ذکر خواهیم کرد.

مثال تدوین پرسونا برای اپلیکیشن فیتنس

یک اپلیکیشن فیتنس یا تناسب اندام را در نظر بگیرید. مثلا این اپلیکیشن شامل ابزارهایی مثل گام شمار، سلامت، اخبار ورزشی و شبکه ای اجتماعی برای دوستداران ورزش است. برای نوشتن پرسونای مخاطب این اپلیکیشن تحقیقاتی انجام شده است و در پایان پرسوناهای مخاطب متفاوتی برای آن نوشته شد. در ادامه این پرسوناها را با هم می خوانیم.

پرسونا 1: جیم واتسون، طرفدار ورزش، طرفدار ورزش است و در سالفورد با همسرش زندگی می کند. او طرفدار فوتبال است و بلیطهای مسابقات فوتبال را تهیه می کند. تلویزیون نگاه می کند و در یوتیوب، فیسبوک و توییتر فعالیت دارد.
او پیش تر ورزشکار بوده، اما حالا اضافه وزن پیدا کرده و می خواهد با یک اپلیکیشن تناسب اندام دوباره هیکل جوانی اش را داشته باشد. دوستش که به تازگی سکته قلبی خفیفی داشته او را مجاب کرده که حتما باید از طریق موبایل ورزش کند.

حالا تولیدکنندگان اپلیکیشن فقط کافیست یک ویدئوی تبلیغاتی برای تبلیغات اینستاگرامی خود بسازند که در آن دو فرد میانسال طرفدار فوتبال درباره سکته و عوارض ورزش نکردن در سن و سال آنها با هم حرف بزنند. تصور کنید جیم واتسون با دیدن این فیلم آیا هنوز هم مردد است که اپلیکیشن را نخرد؟

پرسونا 2 (نمونه کسب و کار B2B)

آندره راجرز، در یک موسسه بازاریابی تیم های ورزشی کار می کند. مامور ارشد بازاریابی و ارتباطات یک تیم بزرگ فوتبال. یک تیم کوچک از بازاریابان اجتماعی را مدیریت می کند. او در دهه 30 زندگی اش است و اخیرا ازدواج کرده. از فیس بوک و اینستاگرام برای ارتباط با خانواده اش استفاده می کند و از توئیتر و لینکدین برای فعالیت های مرتبط با حرفه اش بهره می برد.

او علاقه به اپ های مختلف، واقعیت افزوده و ای اسپورت دارد. می خواهد تیمش را با جوان تر ها و زنان طرفدار ورزش ارتباط بدهد. ناامید است که نکند تیمش برای این کار برنامه درستی نداشته باشد.

مثال موسسه گردشگری

یک مؤسسه گردشگری با استفاده از پرسونای مخاطب زیر توانست برنامه بهتری برای دیجیتال مارکتینگ خود ایجاد کند. پرسونای مخاطب این مؤسسه گردشگری از این قرار بود:

پرسونای مخاطب: ماریا سومالا

در آلمان به دنیا آماده است و در تورینو زندگی می کند. سن او بین 25 تا 34 سال است و دو فرزند دارد. او با خانواده اش به مسافرت می رود و مدرک لیسانس دارد. او از وبسایت موسسه برای پیدا کردن ایونت ها، رستوران ها، مکان های تفریحی و سیاحتی و فروشگاه ها استفاده می کند.

ماریا پیج این موسسه را نمی پسندد و معتقد است خسته کننده است و هیچ محتوای تصویری مناسبی ندارد و ارتباطی با آن برقرار نمی کند.
او از فیس بوک، اینستاگرام و پینترست استفاده می کند. ویدئو، عکس و پست های متن نوشته و استوری دیدن را بیشتر ترجیح می دهد.

این موسسه توریستی با بررسی همین پرسونای مخاطب تصمیم گرفت تا محتوای تصویری خود را بهتر کند و ایونت های بیشتری را در شبکه های اجتماعی خود به اشتراک گذاشت.

سخن پایانی

شما هم می توانید با فکر کردن به پرسونای مشتری خود استراتژی های بازاریابی خود را در شبکه های اجتماعی مختلفی که استفاده کنید و در پیج اینستاگرام خود فروش تان تغییر بدهید. این پرسوناهای به ظاهر خیالی و داستانی واقعیت های باورنکردنی در کسب و کار شما رقم خواهند زد، پس نوشتن پرسونای مخاطب را دست کم نگیرید.

در این مطلب هدف ما این بود که شما را با تدوین پرسونای مخاطب آشنا کنیم. نوشتن پرسونای مشتری شاید در ابتدا کار سختی به نظر برسد، اما بسیار جذاب و کمک کننده است. پیشنهاد می کنیم هر کسب و کاری دارید همین حالا شروع به نوشتن مارکتینگ پرسونا خود کنید.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا